بازدید از باغ پرندگان تهران

و در نهایت، عارفه خسته.........

 

/ 6 نظر / 51 بازدید

سلام عزیزم شما که تشریف بردید ساعت بازدید از اونجا رو هم میدونید ببینم میشه وسط هفته بعد از ظهر رفت یا نه؟ با تشکر فراوان

دوست

ازعکیای قشنگ و راهنمایی ات ممنونم.خدا شما رئ برا عارفه جون و عارفه جون رو برا شما نگه داذه

امیر

ممنون بابت اطلاع رسانی و عکس هاس زیبا

حسین

ممنون از اطلاع رسانیتون ماسفانه یک سایت درستو حسابی نذاشتن که راجع به ساعت بازدیدش حرفی زده باشه

مرمر ( ملودی )

مادر که میشوی ، نمیدانم از کجا ، کی ، چطور اینهمه تغییر ، اینهمه صــــبر ، اینهمه عشق .. مادر که میشوی همه چیز به یکباره خودش را تمام قد به تو نشان میدهد و تو دیگر خود قبل نیستی که نیستی اما تو را که نگاه میکنم تویی که آرام جانم هستی ، تویی که تمام وجود من هستی، تمام وجودم سرشار از خنده های بی دلیل و با دلیل تو میشود خدایم را صدها بار بیشتر شاکرم که از ابتدای خلقتم طعم تمام آنچه خوش میداری را به کامم شیرین کرده ای ،سلامت و لبریز از وجود خودت ،ای مهربان‌ترین مهربانان ، یگانه خدایم مادر که باشی مهربان تر می شوی، دلت حتی برای مورچه های کنار دیوار هم می لرزد.مبادا پا رویشان بگذاری.مبادا مادری منتظرشان باشد... . مادر که باشی دیوانه تر می شوی، تنها یک مادر می تواند دربرابر چشم های شیطان وبازیگوش دخترکش،پوشکش را بو بکشد ،بگوید ای جاانم دخترم وبعدش قهقهه بزند... . مادر که باشی صبورتر می شوی، از نیمه های شب تا خود صبح ،کج می خوابی تا پاره ی تنت راحت تر شیر بخورد وتو یادت نیاید آخرین باری که به میل خودت دست وپایت را دراز کرده ای کی بوده است... . مادر که باشی دل نازک تر می شوی ، بادکنک صورتی توی دستان دختر

من منم

این رادرجواب معنی کن دخترت مثل[فرشته]می ماند[تایید]به شما[هورا]می گویم[هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]................................[هورا]