آش دندونی:

عارفه تو فرهنگسرا یک دوست پیدا کرده به نام"آناهیتا"

من هم با مادرش دوست شدم. یک پسر 12 ساله هم دارند.

دوشنبه پیش آش دندونی برای فائزه پختم و با خانواده آنها رفتیم پارک و نوش جان کردیم.

خانواده شریف و خوبی هستند.

الان درگیر پیدا کردن یک مهد خوب برای عارفه هستم که از اول مهر دوباره بره مهد. توی خونه حوصله ش سر میره و هم اینکه آموزشش عقب می افته.

 

یعنی عاشق این حالت فائزه ام!! در ضمن این عکس توسط عارفه خانم گرفته شده..


 

 

/ 4 نظر / 33 بازدید
نگین

بفرمااش[قهر]

منوص

سلام عزیزم وبلاگت خیلی قشنگه تبریک میگم میخوام یه سایت بهت معرفی کنم خیلی به دردت میخوره میتونی به دوستاتم معرفی کنی هم کلی مطالب علمی داره هم پزشک انلاین داره هر سوالی باشه جواب میدن وکلی مسابقه وجایزه داره حتما خوشتون میاد یه سری بزن ثبت نامشم خیلی راحته لینکشو میزارم براتون انشاا... مفید باشه http://www.madarclub.com/fa/apply/manoos

نگین

سلام چه قدر کم میای؟[لبخند]

راحیل

سلام دوست عزیز همشهری خوشحال میشم خاطرات وتجربه ها شما راهم بیشتر بشنوم منتظر نگاهتون هستم. اگه دوست داشتید برای تبادل لینک خبرم کنید